اه کشیدن
مترادفها
آه کشیدن
متضادها
خندیدن
لغت نامه دهخدا
( آه کشیدن ) آه کشیدن. [ ک َ / ک ِ دَ ] ( مص مرکب ) برآوردن آه از سینه بر اثر غمی و اندوهی یا دریغ و حسرتی یا غبطه ای و مانند آن:
از این کاردل تنگ شد شاه را
همی هر زمان برکشید آه را.فردوسی.- آه کشیدن برای چیزی؛ سخت آرزومند آن بودن. آهه. اهّه. تأوّه.
فرهنگ فارسی
( آه کشیدن ) ( مصدر ) بر آوردن آه از سینه بسبب اندوه حسرت یا غبطه.
جمله سازی با اه کشیدن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 ما خون خود حلال به تیغ تو کرده ایم از خاک ما کشیدن دامان چه حاجت است؟
💡 چرا باید کشیدن منت نقاش و صورتگر تو در هر خانهکآیی خانه پر نقشا و نگار آید
💡 با ثمر بار رعونت نیست بر دلها گران ناز نخل از عرعر بی بر کشیدن مشکل است
💡 من از کشیدن می مست و اینت بوالعجبی که بود ساغر باده از آن دو چشم سیاه
💡 فرزدق (شاعر) گفت: گاه شود که گفتن یک بیت نزد من سخت تر از کشیدن دندانی بود.
💡 او نوشتههای مهم بسیاری هم دارد، از جمله در سال ۱۹۶۹ همراه با سر پیتر هال و سردبیر مجله "جامعه نو"، یعنی پل بارکر، متن بی-برنامگی را منتشر کرد که تلاشی بود برای به چالش کشیدن رسوم معمول برنامهریزی.