کلمه «انبوه گردیدن» به معنای انبوه شدن، جمع شدن و زیاد شدن چیزی است. این اصطلاح برای توصیف حالتی به کار میرود که اشیاء یا افراد به هم نزدیک شده و به صورت گروهی یا متراکم در میآیند. مثلاً وقتی جمعیت زیادی در یک مکان گرد میآیند یا شاخهها و برگها به هم میپیچند و متراکم میشوند، گفته میشود که «انبوه گردیدهاند». این واژه همچنین در ادبیات کهن برای توصیف انبوهی مو، سپاه یا جمعیت نیز استفاده شده است. به عبارت ساده، «انبوه گردیدن» یعنی چیزی یا کسی به حدی زیاد شود که تجمع یا تراکم آن به چشم آید. بنابراین، این عبارت نشاندهنده تجمع، انباشت و زیاد شدن چیزی در یک مکان یا زمان است.
انبوه گردیدن
لغت نامه دهخدا
انبوه گردیدن.[ اَم ْ گ َ دی دَ ] ( مص مرکب ) انبوه شدن. گرد آمدن وبسیار شدن. تجمیم. تجمم. ( منتهی الارب ):
چو انبوه گردد بر دژ سپاه
گریزان و برگشته از رزمگاه.فردوسی.تکرفوء؛ انبوه و برهم نشسته گردیدن موی و جز آن. عکش النبت؛ بسیار و انبوه گردید و در خود پیچید. ( منتهی الارب ).
فرهنگ فارسی
انبوه شدن. گرد آمدن و بسیار شدن.