امیرسنه ٔ اردلان

لغت نامه دهخدا

امیرسنه اردلانی. [ اَ س َ ن َ ی ِ اَ دَ ] ( اِخ ) اسداﷲبیک، پسر نجفقلی خان و برادرزاده حسنعلی خان،والی کردستان و شاعر بود که بسال 1262 هَ.ق. درگذشت. دیوان وی سه هزار بیت شعر دارد. از اشعار اوست:
چنان صیدی نبودم کاینچنین بیخود شوم رامش
فریب دانه خالم چنین افکند در دامش
ز انبوه غمت در سینه ام دل آنچنان سوزد
که اندر گله افروزد شبان اندر شبان آتش.
مرا سفید شد از هجر دیده یعقوب
ز وصل یوسفم ای باد بوی پیرهنی.( از مجمعالفصحا چ سنگی ج 2 ص 62 ).

جمله سازی با امیرسنه ٔ اردلان

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 حَسَنوِیهیان یا آل حَسنَوَیه (۳۴۸–۴۰۵ق) خاندان کردان برزیکانی شیعه از سلسله‌های نیمهٔ باختری ایران که در سده ۴ق/۱۰م در کوه‌های زاگرس در اردلان (استان کردستان کنونی) و کرمانشاه و همدان و ایلام و لرستان تا نزدیک به خوزستان فرمانروایی می‌کردند.

💡 آثار این قلعه شامل دیوارچینی‌های آجری قلعه و آب انبار سنگتراشی شده در دل صخره‌های کوه کاملا پیدا است و از آثار تاریخی دوران اردلان‌ها است.

💡 با اجازه اردلان سرفراز در تاریخ ۱ مرداد ۱۳۹۷ به مهران مدیری ایشان فقط در کنسرت زنده خود اجازه استفاده از این اثر را پیدا کردند.

💡 اردلان پس از یک سال از عدلیه به وزارت امور خارجه بازگشت و دبیر سوم و سپس دبیر دوم سفارت ایران در واشنگتن شد. چندی نیز در پاریس دبیر دوم، دبیر اول و رایزن بود. مشاغل بعدی‌اش ریاست اداره سوم سیاسی، رایزنی و کارداری موقت سفارت کبرای ایران در آنکارا بود.

💡 زبان مردم سنندج کردی سورانی و با لهجه اردلانی می‌باشد.

💡 جم و جول jam jul در اردلانی یعنی حرکت و جنبش که در فهرست واژگان مانوی اثر مری بویس صفحه ۸۵ آمده

ملخ یعنی چه؟
ملخ یعنی چه؟
چیره یعنی چه؟
چیره یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز