لغت نامه دهخدا
امید هروی. [ اُ دِ هَِ رَ ] ( اِخ ) صاحب فرهنگ سخنوران و الذریعة ( قسم اول جزء تاسع ص 97 ) بنقل از تذکره روز روشن او را در شمار شاعران آورده اند.
امید هروی. [ اُ دِ هَِ رَ ] ( اِخ ) صاحب فرهنگ سخنوران و الذریعة ( قسم اول جزء تاسع ص 97 ) بنقل از تذکره روز روشن او را در شمار شاعران آورده اند.
صاحب فرهنگ سخنوران و الذریعه بنقل از تذکره روز روشن او را در شمار شاعران آورده اند.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 شکسته کشتی امید در گرداب غم ما را تو ای ناصح مزن سنگ ملامت باری از ساحل
💡 میلی از صیدگه عشق بپرهیز که هست کمترین صید درین بادیه، نخجیر امید
💡 میزان امید به زندگی برای مردان ۷۱٫۶ و برای زنان ۷۸٫۷ سال است.
💡 هست امید که نومید نگردد آن کس که ترا در دل و در دیده حیران جوید
💡 از فیلمها یا برنامههای تلویزیونی که وی در آن نقش داشتهاست میتوان به سیاهرگ طلایی و دو شاهی امید اشاره کرد.
💡 عشق است و صد امید «نظیری » گناه نیست با او بگوی یک سخن از آرزوی خویش