التیام پذیر

لغت نامه دهخدا

التیام پذیر. [ اِ پ َ ] ( نف مرکب ) پذیرنده التیام. سازواری پذیر. آنچه درخور سازواری دادن باشد. رجوع به التیام ( از ماده ل. ء. م ) شود.

فرهنگ عمید

قابل التیام، خوب شدنی.

فرهنگ فارسی

( اسم ) ۱ - به شدنی. ۲ - بهم آمدنی.
پذیرنده التیام. سازواری پذیر

جمله سازی با التیام پذیر

💡 هر نقطه‌ای از جدوگاه که فاقد مو باشد، نشانی از زخم قبلی التیام یافته‌است.[۱]

💡 روز بعد، هر دو طرف برای تماشای نبرد موضع می‌گیرند. یونو خواهرش یوتورنا را به کمک تورنوس می‌فرستد. او دوباره نبرد میان تروجان‌ها و روتول‌ها را آغاز می‌کند. آینیاس در جریان درگیری مجروح می‌شد. ونوس برای او انواع معجون‌هایی را جمع‌آوری می‌کند تا به التیام زخم کمک کند.

💡 از زبرینه در پزشکی سنتی بدین روش استفاده می‌شود: دم کرده ۳۰ تا ۵۰ در هزار؛ این گیاه به عنوان مدر، معرق، آرام کننده، رفع دردهای عصبی، محلل و قابض و به صورت ضماد جهت رفع التهاب و ورم اندام بدن و التیام زخم‌ها.

💡 چون سد ایمنی لگد چرخ رخنه کرد آن رخنه را به تیغ و به رای التیام کرد

💡 هر سنان کان از عَصی آدم زدی بر بوالبشر داده ئی از مرهم ثُم اجتبایش التیام

💡 صبا بوی سر زلف که می‌آرد درین گلشن که زخم گل ندارد التیام از مرهم شبنم