لغت نامه دهخدا
اعمش دماوندی. [ اَ م َ ش ِ دَ وَ ] ( اِخ ) رجوع به اعمش، سلیمان بن مهران اسدی کوفی شود.
اعمش دماوندی. [ اَ م َ ش ِ دَ وَ ] ( اِخ ) رجوع به اعمش، سلیمان بن مهران اسدی کوفی شود.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 نهنگیغوطهزندر نیلچونپوشدبهتنجوشن دماوندی به زیر ابر چون بر سر نهد مغفر
💡 مردم این دهستان از قومیت طبری هستند و به زبان طبری دماوندی که گویشی از زبان مازندرانی میباشد صحبت میکنند.
💡 مردم این دهستان از قومیت طبری هستند و به زبان طبری دماوندی که گویشی از زبان مازندرانی می باشد صحبت می کنند.