اعزاز کردن

لغت نامه دهخدا

اعزاز کردن. [ اِ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) عزیز داشتن. محترم داشتن. دوستی کردن:
وه که دیوانگی عشق ترا
عقل پرحیله چه اعزاز کند.عطار.من دعا گویم اگر تو همه دشنام دهی
بنده خدمت بکند ار نکننداعزازش.سعدی.هرچه بینی ز دوستان کرمست
گر اهانت کنند و گر اعزاز.سعدی.

فرهنگ فارسی

عزیز داشتن محترم داشتن دوستی کردن.

جمله سازی با اعزاز کردن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 یکدم بنشین پیش (سحاب) ای سگ کویش گر در خور او این همه اعزاز نباشد

💡 آن مشک که در چین به صدا اعزاز خرندش در چین سر زلف تو با ناز خرندش

💡 نُبل (به عربی: نُبل یا نُبُّل) یک منطقهٔ مسکونی شیعه‌نشین در کشور سوریه است که در بخشِ اعزاز واقع شده‌است.

💡 تلجبین (به عربی: تلجبین) یک روستا در سوریه است که در اعزاز واقع شده‌است. تلجبین ۲٬۵۷۹ نفر جمعیت دارد.

💡 الفیرزیه (به عربی: الفیرزیة) یک روستا در سوریه است که در ناحیه مرکزی اعزاز واقع شده‌است. الفیرزیه ۸۸ نفر جمعیت دارد.

💡 بر ده ویران چه تازی، کشوری تسخیر کن شوکت شاهی مبر حسنی به این اعزاز را

جلوه کنان یعنی چه؟
جلوه کنان یعنی چه؟
شور یعنی چه؟
شور یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز