اشک توغلی

لغت نامه دهخدا

اشک توغلی. [ ] ( اِخ ) یا اسک توغلی. از سرداران معاصر غازان بود که بسال 695 هَ. ق. برادر وی اینه بک با چند سردار دیگر ایلدار را که گریخته بود تعقیب کردو بر وی ظفر یافت. رجوع به تاریخ غازان ص 98 شود.

فرهنگ فارسی

یا اشک توغلی از سرداران معاصر غازان بود که بسال ۶۹۵ ه. برادر وی اینه بک با چند سردار دیگر ایلدار را که گریخته بود تعقیب کرد و بروی ظفر یافت.

جمله سازی با اشک توغلی

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 ای که از چشم رهی پای کشیدی چون اشک آن که چون آه به دنبال تو بوده است منم

💡 با نفاذ کلک دربار تو کار دشمنت اشک چون دردانه را در خاک غلطان داشتن

💡 بامیدی که فتد دامن وصلت بکفم ریزم از دیده تر اشک بدامان تا چند

💡 رشتهٔ شمع‌ است مژگانم‌ که‌ گوهرهای اشک بسکه چیدم بیدل امشب‌ کرد دیگر بار گل

💡 آتشی هست اینکه می‌ریزد فغانی اشک گرم وز جگر این قطرهٔ نشمرده می‌آرد به جوش

💡 گربرآن در رفت تقصیری زما اینک رسید اشک جامی تا بخواهد عذری از تقصیر ما

چاه بیژن یعنی چه؟
چاه بیژن یعنی چه؟
ساسات یعنی چه؟
ساسات یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز