لغت نامه دهخدا
اشهب ترساوی. [ اَ هََ ب ِ ت َ ] ( اِخ ) شیخ احمدبن عبدالحی اشهب ترساوی فیومی. تا سال 1312 هَ. ق. در قید حیات بود. او راست: روح الارواح ( در تصوف ) و غایةالمرام فی عقاید الاسلام. رجوع به معجم المطبوعات شود.
اشهب ترساوی. [ اَ هََ ب ِ ت َ ] ( اِخ ) شیخ احمدبن عبدالحی اشهب ترساوی فیومی. تا سال 1312 هَ. ق. در قید حیات بود. او راست: روح الارواح ( در تصوف ) و غایةالمرام فی عقاید الاسلام. رجوع به معجم المطبوعات شود.
شیخ احمد بن عبد الحی اشهب ترساوی فیومی تا سال ۱۳۱۲ ه. ق. در قید حیات بود.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 همه سراسر گردون ز کوکب زرین چو پشت کره اشهب ز گوهرینه ستام
💡 مر ترا گر به سوی خانه برد اشهب و ادهم زمانه برد
💡 از غم دل جوشان مرا بار گران کرد آن عنبر پر جوش بر آن اشهب پر بار
💡 گشته تا زنده ادهم و اشهب گشته گسترده ارزق و احمر
💡 رایض بخت کاردان تو کرد اشهب و ادهم جهان را زین
💡 تبارک الله ازین اشهب سبک جولان که دام کرده ازو برق، گرم رفتاری