اسلام اوردن

لغت نامه دهخدا

( اسلام آوردن ) اسلام آوردن. [ اِ وَ دَ ] ( مص مرکب ) مسلمان شدن. تسلم: اسلم اسلاماً؛ اسلام آورد. ( منتهی الارب ).

فرهنگ فارسی

( اسلام آوردن ) مسلمان شدن تسلم.

جمله سازی با اسلام اوردن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 تقی‌زاده در زمان انقلاب اسلامی ۱۳۵۷، ۲۹ ساله و مدیرکل دفتر مخصوص شهبانو در ایران بود.

💡 طاق ابروی ترا تا بست معمار قضا روی من از قبله اسلام بر گردیده ماند

💡 عقل ما در راه او سرگشته و حیران بماند در حقیقت عشق باشد هادی اسلام ما

💡 مردم، چندين كتاب در فقه و امامت نوشت. ترويج و تبليغ اسلام از هدفهاى قيام بزرگ اوبود.(84)

💡 بهاء ملت اسلام و فخر دین خدای که داد فخر و بها ملک را به صدر و سریر

ارق ملی یعنی چه؟
ارق ملی یعنی چه؟
ملخ یعنی چه؟
ملخ یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز