لغت نامه دهخدا
احمق کده. [ اَم َ ک َ دَ / دِ ] ( اِ مرکب ) جای احمقان:
زرّ سرخ است و سیه تاب آمده
از برای رشک این احمق کده.مولوی.
احمق کده. [ اَم َ ک َ دَ / دِ ] ( اِ مرکب ) جای احمقان:
زرّ سرخ است و سیه تاب آمده
از برای رشک این احمق کده.مولوی.
( اسم ) جای احمقان.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 خواه احمقدان مرا خواهی فرو آن من شد هرچه میخواهی بگو
💡 مغبون و بيچاره و احمق آنكسى است كه از آخرت خود دست كشيده و زندگانى چند روزه دنيارا بگيرد.
💡 اين فرمان اجرا شد، به آن شخص احمق صد تازيانه زدند و سپس گريبانش را گرفتندو كشان كشان او را از دروازه اى كه (باب الدين ) نام داشت، از آنمحل بيرون كردند).(224)
💡 کسی کو شد بزر شهره و ز او اصحاب بی بهره از آنسان بیدل و زهره چه خواند عاقلش احمق
💡 4.از مردم احمق و نادان كناره گيرى كن كه چون مى خواهند به تو سودى رسانند زيان مىرسانند.