لغت نامه دهخدا
احمد الافندی. [ اَ م َ دِل ْ اَ ف َ ] ( اِخ ) ( حاج... ) الاسلامبولی. او راست: تحفةالناسک فی بیان المناسک در فقه حنفی منطبعه دمشق بسال 1303 هَ.ق. ( معجم المطبوعات ).
احمد الافندی. [ اَ م َ دِل ْ اَ ف َ ] ( اِخ ) ( حاج... ) الاسلامبولی. او راست: تحفةالناسک فی بیان المناسک در فقه حنفی منطبعه دمشق بسال 1303 هَ.ق. ( معجم المطبوعات ).
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 زانکه از ارکان عرش استوا رکن عقل از نور احمد شد به پا
💡 همچو احمد که برد بو از یمن زان نصیبی یافت این بینی من
💡 محبوب خدا، شیر دغا، احمد صادق هم روی تو فرخنده و هم نام تو نامی
💡 چون نداری روی کفر و کافری روی دل با جانب احمد کنی
💡 احمد عقلت اندر این میدان مانده تنها و بیکس و مضطر
💡 کسی که از پس احمد روا بود مرسل بزرگوار امیر امام خاقانی است