ابو کثیر

لغت نامه دهخدا

ابوکثیر. [ اَ ک َ ] ( اِخ ) افلح. مولی ابی ایوب. محدث است.
ابوکثیر. [ اَ ک َ ] ( اِخ ) انصاری. تابعی است. او از علی بن ابیطالب سلام اﷲ علیه روایت کند.
ابوکثیر. [ اَ ک َ ] ( اِخ ) حلاج. محدث است و لیث بن سعد از او روایت کند.
ابوکثیر. [ اَ ک َ ] ( اِخ )دینار. محدث است و محمدبن اسحاق از او روایت کند.
ابوکثیر. [ اَ ک َ ] ( اِخ ) رفیع. محدث است و عمران بن حدیر از او روایت کند.
ابوکثیر. [ اَ ک َ ] ( اِخ ) زهیربن الاقمر. محدث است.
ابوکثیر. [ اَ ک َ ] ( اِخ ) سیبویه، عمروبن عثمان نحوی بصری حارثی. رجوع به سیبویه... شود.
ابوکثیر. [ اَ ک َ ] ( اِخ ) عبداﷲبن مالک زبیدی. محدث است.
ابوکثیر. [ اَ ک َ ] ( اِخ ) عمروبن عثمان ملقب به سیبویه. رجوع به سیبویه... شود.
ابوکثیر. [ اَ ک َ ] ( اِخ ) عمیربن زوذی. محدث است و مخالد از وی روایت کند.
ابوکثیر. [ اَ ک َ ] ( اِخ ) محاربی. او از خرشه و از او ثابت بن عجلان روایت کند.
ابوکثیر. [ اَ ک َ ] ( اِخ ) مولی بنی هاشم. تابعی است و از ابوذر غفاری روایت کرده است.
ابوکثیر. [ اَ ک َ ] ( اِخ ) مولی عبداﷲبن جحش حجازی. او از محمدبن عبداﷲ روایت کرده است.
ابوکثیر.[ اَ ک َ ] ( اِخ ) هذلی. شاعر. او راست: دیوان شعر.
ابوکثیر. [ اَ ک َ ] ( اِخ ) یزیدبن عبدالرحمن السحیمی. محدث است.

فرهنگ فارسی

شاعر اوراست دیوان شعر

جمله سازی با ابو کثیر

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 از شرح دیوان، حکماء گفته اند: هر چه موجود است، خیر محض است یا خیر او غالب است بر شر او. و ترک خیر کثیر برای شر قلیل، شر کثیر است.

💡 بقای جاه تو بادا که هر چه مقصود است درین میانه مرا گفته شد قلیل و کثیر

💡 عیسی آل کثیر مهاجم پرسپولیس در یک برنامه تلویزیونی از علی پروین اجازه گرفت تا پیراهن شماره ۷ را در فصل ۰۱–۱۴۰۰ بپوشد اما در نهایت این اتفاق نیفتاد و آل کثیر از همان شماره قبلی خود یعنی شماره ۷۲ استفاده کرد.

💡 با توجه به همسایگی این شهر با شهرستان نقده و مراودات زبانی‌-فرهنگی‌‌ای که بین کردها و ترک‌ها وجود داشته، عده‌ای کثیر از اهالی شهرستان نیز بلدند که به زبان ترکی‌ آذربایجانی ارتباط برقرار کنند.

💡 از دوشنبه جمعیت کثیری از هوادارانش در مرکز ورزشی «استیپلز سنتر» در شهر لس‌آنجلس، که محل بسیاری از لحظات دیدنی دوران ورزشی کوبی برایانت بود، برای ادای احترام به او جمع شدند.

💡 خلق را ذمی گران باشد ز تو رنجی سبک خلق را مدحی قلیل از تو بود گنجی کثیر

اندر یعنی چه؟
اندر یعنی چه؟
خبب یعنی چه؟
خبب یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز