اب تنی کردن

لغت نامه دهخدا

( آب تنی کردن ) آب تنی کردن. [ ت َ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) غوطه خوردن در آب سرد بقصد خنک شدن.

فرهنگ فارسی

( آب تنی کردن ) ( مصدر ) شستن تن در آب.
غوطه خوردن در آب سرد بقصد خنک شدن

جمله سازی با اب تنی کردن

💡 توبکن کاری !گر میکنی ای خواجه از آنک این گردها را یا گفت رسد یا کردن

💡 فعال جبههٔ آزادی‌بخش حیوانات، بری هورن، با دلفینی به نام راکی بازی می‌کند. (سال ۱۹۸۸) پیتر هیوز از دانشگاه ساندرلند تلاش جبههٔ آزادی‌بخش حیوانات برای آزاد کردن راکی را نمونه‌ای از فعالیت‌های مستقیم مثبت این جبهه می‌داند.

💡 گریه کردن پیش بی دردان ندارد حاصلی تخم را پاس از زمین شور باید داشتن

💡 پس از مرگ همدانی، محمدعلی جعفری (فرمانده وقت سپاه پاسداران) نقش مؤثر همدانی در سرکوب هواداران جنبش سبز را تأیید و تصریح کرد که «اگر درایت و مدیریت همدانی نبود، جمع کردن جنبش سبز سخت می‌شد».

💡 او به کار کردن و تولید خیلی علاقه مند بود و سالها به زنبورداری، باغداری و پرورش مرغ مشغول بود و سالانه بیش از ۱۰۰کیلوگرم عسل و صدها کیلوگرم میوه و تخم مرغ، گندم و سایر محصولات خود را به بازار عرضه می‌کرد.او متاسفانه دیگر در قید حیات نیست.

💡 شدن از پی لطیفان و به خود نگاه کردن نه نشان عاشقانست و نه رسم عشقبازی

مماشات یعنی چه؟
مماشات یعنی چه؟
مطیع یعنی چه؟
مطیع یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز