ییا

لغت نامه دهخدا

ییا. [ ی َی ْ یا ] ( اِخ ) جد محمدبن عبدالجبار و خواهر او بانویه هردو تن آنها از مشایخ سلفی باشند. ( از تاج العروس ).

فرهنگ فارسی

جد محمد بن عبدالجبار و خواهر او بانویه هر دو تن آنها از مشایخ سلفی باشند.

جمله سازی با ییا

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 چند آهنی جان مرا، مهر تو تابد در جفا هر بامدادم گو ییا، مهر آتش است وصبحدم

💡 شیخ الاسلام گفت: کی از بو عمرو زجاج پرسیدند: که مرد ازین باب سخن گوید، و آن حال و مقام او نبود، روا بود ییا نه؟ گفت: که تقصیر خود می‌داند، میان خود و او، روا بود.

ترکش یعنی چه؟
ترکش یعنی چه؟
روش یعنی چه؟
روش یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز