یکتادل

لغت نامه دهخدا

یکتادل. [ ی َ / ی ِ دِ ] ( ص مرکب ) ساده لوح. صافی درون. ( یادداشت مؤلف ):
تو یکتادلی و ندیده جهان
چنان دان که درد تو دارد نهان.فردوسی. || صادق. صمیمی. مخلص. یک دل:
چنان چون تو یکتادلی مهر او را
دلش بر تو هرگز مبادادوتایی.فرخی.کهن دار دستورو فرزانه رای
به هر کار یکتادل و رهنمای.اسدی ( گرشاسب نامه ص 195 ).

فرهنگ عمید

= یکدل

فرهنگ فارسی

ساده لوح صافی درون

جمله سازی با یکتادل

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 چه آهو دانی اندر من نگویی بجز یکتادلی و راستگویی

💡 تو یکتادلی و ندیده‌جهان جهانبان به مرگ تو کوشد نهان

حاشیه یعنی چه؟
حاشیه یعنی چه؟
توانگر یعنی چه؟
توانگر یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز