یک لا

لغت نامه دهخدا

یک لا. [ ی َ / ی ِ ] ( ص مرکب ) چیزی که یک تا بیشتر نداشته باشد. ضد دولا و مضاعف. ( از ناظم الاطباء ). || که آسترندارد. یک تو. بی آستر. ( یادداشت مؤلف ):
مرغ بریان پیچ در نان تنک
کآن بدان از جامه یک لا خوش است.بسحاق اطعمه.قد صوف سبز سرتاپا خوش است
وآن بز کتان به بر یک لا خوش است.نظام قاری ( دیوان ص 43 ).|| نازک. پرپری. || کم دوام. بی دوام.

فرهنگ عمید

۱. پارچه یا جامۀ نازک.
۲. [قدیمی] لباس بی آستر.
۳. پارچۀ کم عرض.

فرهنگ فارسی

پارچه یاجامه نا ک، لباس بی آستر، پارچه کم عرض

جمله سازی با یک لا

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 بدان حضور که لااحصئی برآمد ازو که از هزار ثنا بیش بود آن یک لا

💡 یارم به یک لا پیرُهن؛ خوابیده زیر، نسترن

💡 جاده دو خطه یا بزرگراه دو خطه معمولاً دارای یک باند عبور با یک لاین رفت و یک لاین برگشت برای عبور و مرور دوطرفه خودروهاست. ممکن است یک خیابان یا جاده تک بانده برای مقاصد ترافیکی به صورت یک طرفه دربیاید و حرکت در تمام لاین های آن در موازات هم و در یک جهت صورت گیرد.

💡 یارم به یک لا، پیرُهن؛ خوابیده زیر، نسترن

کس کش یعنی چه؟
کس کش یعنی چه؟
چیپ یعنی چه؟
چیپ یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز