گندیدگی

گندیدگی

لغت نامه دهخدا

گندیدگی. [ گ َ دی دَ / دِ ] ( حامص ) گندگی. ( آنندراج ). تعفن. عفونت. ( ناظم الاطباء ). رجوع به گندگی و تعفن شود. || پوسیدگی. ( ناظم الاطباء ).

فرهنگ معین

(گَ دِ ) (حامص. ) تعفن، عفونت.

فرهنگ عمید

گندیده بودن، تعفن.

فرهنگ فارسی

( مصدر ) ( گندید گندد خواهد گندید بگند گندنده گندیده ) ۱ - بوی بد یافتن متعفن شدن گنده شدن:... هیکلی که صخر جنی از طلعت او برمیدی و عینالقطر از بغلش بگندیدی. ( گلستان ) ۲ - پوسیدن.

فرهنگستان زبان و ادب

{putrefaction} [علوم و فنّاوری غذا] تجزیه یا فساد میکربی بی هوازی مواد، به ویژه فراورده های چربی مانند گوشت و ماهی، که با ایجاد ترکیبات بدبو همراه است

دانشنامه عمومی

گندیدگی ( انگلیسی: Putrefaction ) تجزیه یا فساد میکربی بی هوازی مواد، به ویژه فراورده های چربی مانند گوشت و ماهی، که با ایجاد ترکیبات بدبو همراه است.

دانشنامه آزاد فارسی

گندیدگی (putrefaction)
تجزیه مادۀ آلی، بر اثر عملکرد موجودات ذره بینی.

ویکی واژه

putrefazione
تعفن، عفونت.

جمله سازی با گندیدگی

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 فاسیولوزیس که به نام‌های فاسیو لیازیس، فاسیولازیس، دیستوماتوز فرسایش کبد و گندیدگی کبد نیز نامیده می‌شود در فارسی بنام کپلک کبد گوسفند معروف است. فاسیولوزیس یک بیماری مهم انگلی کرمی است که توسط دو نوع ترماتد به نام‌های فاسیولا هپاتیکا و فاسیولا ژیگانتیکا ایجاد می‌گردد. پراکندگی این دو نوع کرم در نقاط مختلف جهان متفاوت است.

گاییدن یعنی چه؟
گاییدن یعنی چه؟
دشمن یعنی چه؟
دشمن یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز