لغت نامه دهخدا
کوه زا.( نف مرکب ) کوه زاینده. ( اصطلاح زمین شناسی ) تولیدکننده کوه. جنبشها و حرکات و چین خوردگیهایی که در سطح زمین موجب پیدایش کوهها شود. ( از فرهنگ فارسی معین ). و رجوع به کوه زایی شود.
کوه زا.( نف مرکب ) کوه زاینده. ( اصطلاح زمین شناسی ) تولیدکننده کوه. جنبشها و حرکات و چین خوردگیهایی که در سطح زمین موجب پیدایش کوهها شود. ( از فرهنگ فارسی معین ). و رجوع به کوه زایی شود.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 چون عنانداری کند مجنون دل بی تاب را؟ می کند رقص روانی کوه در هامون تو
💡 آودون علی در پایه کوه زیر از سمت شمال کوه واقع میباشد، و از سمت مغربش پشتخه مرخاو و از سمت شمالش پشتخه آودون علی واقع شدهاست.
💡 خسرو از رشک شکر خون به دل شیرین کرد تا خبر شد که چهها در نظر کوهکن است
💡 عرض این رودخانه در نزدیکی شهرها کوئوناوسو و یوشیمیماچی در استان سایتاما به ۲۵۳۷ متر میرسد که بیشترین عرض رود در تمام ژاپن به شمار میآید. منشأ این رود کوه کوبوشیگاتا
💡 دو کوه این دو گنج نهاده به باغ کزین گنجها بد دلم چون چراغ
💡 تو گویی نام تیغ شه به گوش کوه گفت ارنه ز هم نشکافتی تا حشر با آن سخت ارکانی