لغت نامه دهخدا
کمین کننده. [ ک َ ک ُ ن َ دَ / دِ ] ( نف مرکب ) آنکه به قصد دشمن یا صید در جایی پنهان شود و ناگاه بدر آید و بر او زند. ( فرهنگ فارسی معین ).
کمین کننده. [ ک َ ک ُ ن َ دَ / دِ ] ( نف مرکب ) آنکه به قصد دشمن یا صید در جایی پنهان شود و ناگاه بدر آید و بر او زند. ( فرهنگ فارسی معین ).
( صفت ) آنکه بقصد دشمن یا صید در جایی پنهان شود و ناگاه بدر آید و بر او زند.
💡 در افسانههای اکدی، رابیسو ("کمین کننده ") یا احتمالاً راباسا، روانهای اهریمنی خونآشاممانند یا دیوهایی هستند که همیشه در ورودی خانهها هستند و در گوشههای تاریک پنهان میشوند و در کمین برای حمله به مردم هستند. گفته میشود که نمک خالص دریا میتواند آنها را منع کند زیرا نمک نشان از زندگی فساد ناپذیر دارد (نمک را به خوراکها میزدند که فاسد نشود، و همچنین زندگی نخستین بار از دریا زاده شد). در دوزخ، رابیسوها در بیابان آنگویش زندگی میکنند، و هنگامی که روانهای تازه از جاده استخوان به شهر مردگان میروند، به آنها حمله میکنند.
💡 در میان ویژگیهای جغرافیایی هر منطقه، ارتفاعات عمدهترین نقش را در عملیات ایفاء کرده و به عنوان یک مانع عمده طبیعی یا برعکس به عنوان یک عامل تقویت کننده در جنگ عمل میکند. ارتفاعات و ناهمواریها در جنگهای کلاسیک و ناهمتراز به عنوان یک عامل مهم در اختفاء و پوشش، دید و تیر، کنترل معابر و آمادگذاریهای مخفی ایفا میکنند و میتوانند عاملی در جهت فرسایشی نمودن جنگ، ضربه زدن به دشمن در جهت برهم زدن آرامش و ثبات آنها باشد. استفاده تاکتیکی از جادهها و معابر، گلوگاهها و کمینگاهها نیز از دیگر عواملی است که در طرحریزیهای نظامی به آن توجه میشود.