لغت نامه دهخدا
کلمبه. [ ک ُ ل ُ ب َ / ب ِ ] ( اِ ) نوعی نان شیرینی در تداول مردم خراسان. ( از یادداشت به خط مرحوم دهخدا ). کلنبه. ( ناظم الاطباء ) ( فرهنگ فارسی معین ). و رجوع به کلنبه شود.
کلمبه. [ ک ُ ل ُ ب َ / ب ِ ] ( اِ ) نوعی نان شیرینی در تداول مردم خراسان. ( از یادداشت به خط مرحوم دهخدا ). کلنبه. ( ناظم الاطباء ) ( فرهنگ فارسی معین ). و رجوع به کلنبه شود.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 پایاب محل دسترسی به آب قنات در حیاط خانهها و مسجدهاست و نمونهٔ عمومی آن در شهرهای بیابانی ایران به چشم میخورد. الگوی معمول پایابها هشتی است که با اتاق ترکی یا کلمبه پوشانده شده است و در مسیر قنات در مرکز آن یک حوض ساخته میشود. نکتهٔ مهم اقلیمی پایاب هوای بسیار خنک آن در تابستان است که علاوه بر استفاده به عنوان یخچال برای نگهداری مواد غذایی، در مواردی برای خواب نیمروزی نیز مورد استفاده قرار میگرفته است.
💡 در سال ۱۲۹۸ در جریان قحطی سراسری و همهگیری آنفلوانزا، بخش قابل توجهی از جمعیت باصریها همانند دیگر نقاط ایران جان خود را از دست دادند که این رخداد در میان مردم به نام «سال دردی» شناخته میشود و به نوعی تبدیل به مبدأ تاریخ شدهاست. از اواخر سده ۱۳ خورشیدی به مرور رهبری در میان افراد ایل باصری تمرکز یافت و خوانینی از اولاد مهدخان طایفه کلمبهای کلانتری و ادارهٔ امور سیاسی، اجتماعی و اقتصادی ایل را در دست گرفتند که پرویزخان پسر حاج محمدخان نخستینِ آنها بود.