کفتان

مترادف‌ها

جامه، ردا، پیراهن

لغت نامه دهخدا

کفتان. [ ک َ ] ( ع مص ) کَفت. ( ناظم الاطباء ). کِفات. کَفیت. ( از اقرب الموارد ). رجوع به کفت شود.

فرهنگ فارسی

کفت. کفیت

جمله سازی با کفتان

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 بس سخت متازید ای سواران گر در کفتان از خرد عنان است

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران