لغت نامه دهخدا
کرسپ. [ ک َ رَ ] ( اِ ) کرفس. ( فرهنگ فارسی معین ). رجوع به کرفس شود.
کرسپ. [ ک َ رَ ] ( اِ ) کرفس. ( فرهنگ فارسی معین ). رجوع به کرفس شود.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 رود برمبو در حاشیهٔ استان برگامو و میلان به آدا نزدیک کرسپی د آدا میریزد.