کافز

لغت نامه دهخدا

کافز. [ ف َ ] ( اِ ) دوائی است که به هندی ککرونده نامند. ( فهرست مخزن الادویه ) ( الفاظالادویه ).

جمله سازی با کافز

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 اندر چهار چیز تو بینم چهار چیز کافزون شود محل بزرگان بدان چهار

💡 دریاب صبوح را و نومید مباش کافزون ز شمارست بدادار طرق

💡 بس است این که گفتمت، کافزون نخواهد چو تازی بود اسپ یک تازیانه

💡 دگرگفت کان چیز کافزون ترست کدامست و بیشی که را در خورست

💡 ز من کشتی که کار آید نیامد گلی کافزون ز خار آید نیامد

💡 خورشید ز برق رخ تو چشم ببندد کافزون ز زجاجه‌ست و ز مشکات افندی

دودول یعنی چه؟
دودول یعنی چه؟
زن یعنی چه؟
زن یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز