لغت نامه دهخدا
چهارحصار. [ چ َ / چ ِ ح ِ ] ( اِ مرکب ) چهارباره. چهارقلعه.چهارحصن. || دعائی که بر پیراهن جنگجویان می نوشتند تا از آسیب و گزند مصون مانند. چارحصار.
چهارحصار. [ چ َ / چ ِ ح ِ ] ( اِ مرکب ) چهارباره. چهارقلعه.چهارحصن. || دعائی که بر پیراهن جنگجویان می نوشتند تا از آسیب و گزند مصون مانند. چارحصار.
چهار باره. چهار قلعه. چهار حصن. یا دعائی که بر پیراهن جنگجویان می نوشتند تا از آسیب و گزند مصون مانند.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 و ايـن اشـتـهـار فقط در نجف نبود، بلكه به تمام عراق و عشاير مى رسيد به حدى كه ازاعـراب بـاديـه طـلاب در اذيـت و آزار بودند و در خود نجف نيز ماءمون نبودند و به طورىسـخت شد در بيرون ها كه طلاب يك سال به زيارت كربلا نرفتند و به كوفه جهت هواخورى و يا بيتوته در كوفه و سهله نتوانستند از خوف جان بروند و در چهار حصار نجفمحبوس بودند و خود نجف هم مثل جاهاى ديگر بود. لكن بعد از اعلان مشروطيت عثمانى، حكمشـد بـر ايـن كـه طلاب نجف بايد محترم و ماءمون باشند، لذا نجف بهتر بود و خر مقدسينمـشـغـول تـزريـقـات اهـل بـاديـه گـشـتـنـد و آنـهـا در صـددقـتـل بـودنـد كـه در هـر جـا طـلبـه ايـرانى مى ديدند و خلوت بود مى كشتند. اين بود كهمـسـافـرت بـه كـربلا و كوفه جهت عبادات موظفه بر طلاب نجف حرام گرديده بود. همانزيـارتـى كـه مـقـابـل نـود حـج و عـمـره پـيـامـبـر است، ولكن من بلكه كليه سادات از اينگرفتارى ها معاف بوديم.