لغت نامه دهخدا
چرکچی. [ چ ُ رَ ] ( ترکی، ص مرکب، اِ مرکب ) نانوا. آنکه شغل نانوایی دارد. رجوع به چرک و چرکچی باشی و چرکچی خانه شود.
چرکچی. [ چ ُ رَ ] ( ترکی، ص مرکب، اِ مرکب ) نانوا. آنکه شغل نانوایی دارد. رجوع به چرک و چرکچی باشی و چرکچی خانه شود.
نانوا به ترکی. آنکه شغل نانوایی دارد.
💡 وجود دو تنگه پارسان (پردنجان) و کردیت (درکش ورکش) در غرب این شهر موقعیت خاصی به این شهر میداده و به گونه درب ورود و خروج منطقه انزان و ایران بودهاست. و بر اساس این موقعیتها نام قدیم این شهر را ابتدا جاکردیت و سپس چرکچیان و سپس سورشجان نامیدهاند. در دوران مشرطه خواهی سورشجان یکی از پایگاههای مهم مشروطه خواهان و محل سکونت بی بی مریم بختیاری بودهاست که در خاطرات او میتوان به شکست قشون انگلیس در این شهر اشاره کرد.