پیچده

لغت نامه دهخدا

پیچده. [ دِه ْ ]( اِخ ) دهی از دهستان اوزرود بخش نور شهرستان آمل. واقع در 21هزارگزی باختر بلده و 43هزارگزی خاور شوسه ٔچالوس ( حدود کندوان ). کوهستانی، سردسیر. دارای 220 تن سکنه. آب آن از چشمه سار محصول آنجا غلات و لبنیات و حبوبات. شغل اهالی زراعت و گله داری و راه آن مالرواست. زمستان عده ای از سکنه برای کارگری بحدود تهران و اطراف آمل میروند. ( فرهنگ جغرافیائی ایران ج 3 ).
پیچده. [ دِه ْ ] ( اِخ ) دهی از دهستان قشلاق کلارستاق بخش چالوس شهرستان نوشهر. واقع در 8 هزارگزی باختری چالوس و 2 هزارگزی جنوب شوسه چالوس به شهسوار. دشت، معتدل، مرطوب، مالاریائی. دارای 80 تن سکنه. آب آن ازرودخانه سرداب رود. محصول آنجا برنج. شغل اهالی زراعت و راه آن مالرو است. عده ای در تابستان به ییلاق کُلمه کلاردشت میروند. ( فرهنگ جغرافیایی ایران ج 3 ).

فرهنگ فارسی

دهی از دهستان قشلاق کلارستاق بخش چالوس شهرستان نوشهر

جمله سازی با پیچده

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 در سال ۱۹۸۷ کریتور سومین آلبوم خود یقین خیلی بد را به بازار ارائه کرد. این آلبوم اغلب به عنوان کاری با کیفیت بالا در ترکیب آهنگ‌ها و تمپوهای پیچده و متنوع از کریتور شناخته می‌شود. این بار قطعه "در پشت آینه" بود که بسیار محبوب شد و ویدئو آهنگ "ردیابی سمی" برای پخش از ام تی وی ساخته شد. آن‌ها موفق شدند، با اجرای کنسرتهای مکرر سرمایه و زمان کافی برای عرضه ئی پی از تاریکی...به نور را بدست آورند.

💡 در لبت زلف نه پیچده چه عجب چه شکر بود که پیچیده نشد

باوانم یعنی چه؟
باوانم یعنی چه؟
کونی یعنی چه؟
کونی یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز