پیغامبری

لغت نامه دهخدا

پیغامبری. [ پ َ / پ ِ ب َ ] ( حامص مرکب ) عمل پیغامبر. رسالت. رسول. نبوت. پیامبری. پیغمبری. پیمبری. ملأکة. ملأک. ( منتهی الارب ).

فرهنگ فارسی

عمل پیغامبر. ۱- ابلاغ پیغام رسالت رساندن پیام. ۲- ابلاغ پیغام خدای بخلق نبوت.

جمله سازی با پیغامبری

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 من ز عزی پاک و بیزار و بری حق آنک دادت این پیغامبری

💡 وَ ما یَأْتِیهِمْ مِنْ نَبِیٍّ، و نیامد بایشان هیچ پیغامبری، إِلَّا کانُوا بِهِ یَسْتَهْزِؤُنَ (۷) مگر افسوس میکردند برو.

💡 «وَ لَقَدْ أَرْسَلْنا رُسُلًا مِنْ قَبْلِکَ» و فرستادیم فرستادگان پیش از تو، «وَ جَعَلْنا لَهُمْ أَزْواجاً وَ ذُرِّیَّةً» و ایشان را با زنان و فرزندان کردیم، «وَ ما کانَ لِرَسُولٍ أَنْ یَأْتِیَ بِآیَةٍ» و نبود هیچ پیغامبری را که آید و آیتی آرد، «إِلَّا بِإِذْنِ اللَّهِ» مگر بدستوری اللَّه تعالی، «لِکُلِّ أَجَلٍ کِتابٌ (۳۸)» هر هنگامی را نوشته ایست.

گاییدن یعنی چه؟
گاییدن یعنی چه؟
مجارشین یعنی چه؟
مجارشین یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز