پیش طاق

لغت نامه دهخدا

پیش طاق. ( اِ مرکب ) صحن خانه. صحن پیش دروازه. || دروازه بلند قصر امراء و ملوک. ( غیاث ).

فرهنگ فارسی

( اسم )۱- صحن خانه.۲- درواز. بلند قصر درواز. عظیم کاخ پادشاهان و امیران.

جمله سازی با پیش طاق

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 به پیش طاق دو ابروی همچو محرابش هزار زاهد صد ساله در نماز آمد

💡 عنقای قاف مرتبه آن کاشیان نهند بر پیش طاق پیشگهش کر کسان چرخ

💡 سیل ار رسد به خانه ما، کوچه می دهیم ما پیش طاق خانه مقرنس نمی کنیم

💡 بر پیش طاق چرخ نوشتند نام او سلطان ملک حسن و شخ خطه جمال

💡 پشت دست عجز، ماه عید با آن سرکشی می گذارد پیش طاق آن دو ابرو بر زمین