پیروزک
متضادها
بازنده، شکستخورده
لغت نامه دهخدا
پیروزک. [ زَ ] ( اِ ) در عبارتی از دیوان البسه ظاهراً نام نوعی پارچه است و نیز ممکن است کلمه در معنای اصلی بکار رفته باشد: قرعه مسواک بینداختند. رمال خشتکی از جامه ماوی بعوض پیروزک سبز برداشت. نظام قاری ( دیوان البسه ص 140 ).
جمله سازی با پیروزک
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 مس پیروزکی ( فیرو زگین) یک اندیس فلزی است که در استان سیستان و بلوچستان قرار دارد و مادهٔ معدنی موجود در آن، مس است.