پیرایشگر

لغت نامه دهخدا

پیرایشگر. [ را ی ِ گ َ ] ( ص مرکب ) پیراینده. که پیراید. که زینت دهد. || حلاق. || دباغ. رجوع به پیراستن شود.

فرهنگ معین

(یِ گَ ) (ص. ) ۱ - سلمانی. ۲ - دباغ.

فرهنگ عمید

۱. پیراینده، پیرایش کننده.
۲. دباغ.
۳. سلمانی.

فرهنگ فارسی

پیرایش کننده، پیراینده
( صفت ) ۱- آنکه پیرایش کند پیراینده. ۲- سلمانی حلاق. ۳- دباغ.

ویکی واژه

سلمانی.
دباغ.

جمله سازی با پیرایشگر

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 خالقی مطلق می‌گوید هیچ‌یک از چاپ‌های شاهنامه تا چاپ مسکو و پس از آن که در ایران یا کشورهای دیگر از تمام شاهنامه یا بخش‌هایی از آن تهیه شده‌اند، پیرایش انتقادی نیستند - اگرچه چنین نامیده شده باشند - و اصولاً هیچ‌یک از پیرایشگران این چاپ‌ها با روش انتقادی پیرایش متن آشنا نبوده‌اند یا دست کم بدان باور نداشته‌اند و آن را با روش التقاطی - ذوقی یکسان پنداشته‌اند. بهترین روش این پیرایشگران، همان روش پیروی از اقدم یا اصحِ نسخ است که در سده نوزدهم در غرب رایج بود و دانشمندان ایرانی در آن زمان آن را از ایران‌شناسان غربی آموختند و در ایران کم‌کم جای روش ذوقی کاتبان گذشته را گرفت و نسبت به کار آنها، گامی مثبت در پیرایش متون بود. امروزه این روش منسوخ شده است.

ددمنشانه یعنی چه؟
ددمنشانه یعنی چه؟
حاشیه یعنی چه؟
حاشیه یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز