پوییده
مترادفها
چیده شده، گردآوری شده
لغت نامه دهخدا
پوییده. [ دَ / دِ ] ( ن مف ) دویده. رفته نه بشتاب و نه نرم. برفتار آمده. رجوع به پوییدن شود.
جمله سازی با پوییده
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 ز بس گرم پوییده بر صفحه راه پیاش چون پی برق باشد سیاه