لغت نامه دهخدا
کوچانده. [ دَ / دِ ] ( ن مف ) کوچ داده شده. به کوچ واداشته شده. رجوع به کوچاندن، کوچانیدن و کوچ دادن شود.
کوچانده. [ دَ / دِ ] ( ن مف ) کوچ داده شده. به کوچ واداشته شده. رجوع به کوچاندن، کوچانیدن و کوچ دادن شود.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 علیاشرف نوبتی در ۶ مهر ۱۳۱۰ در کرمانشاه زاده شد. پدربزرگ پدریش از مردم بختیاری بود که در زمان حکومت بهرام میرزا معزالدوله در سال ۱۲۱۲ (خورشیدی) به اجبار به کرمانشاه کوچانده شدند. وی زبان کردی را از پدربزرگ مادریش آموخت و او را به همراه برادر بزرگترش، از مشوقان و راهنمایان خود در ادبیات، در دوران کودکی دانستهاست.
💡 گروهی از کُردهای دینور لکها هستند که در سال ۱۳۲۰ از منطقۀ سلسله و دلفان به دینور کوچانده شدهاند و به گویش لکی الشتری و کاکاوندی تکلم میکنند.
💡 تیره کرد یا کرمانج که شامل ایلهای بزرگی چون ایل توپکانلو، زعفرانلو، قاچکانلو، ظفرانلو، بیچرانلو، قهرمانلو و… میشوند که زمان شاه عباس یکم از حوالی کردستان ترکیه امروزی به منظور مقابله با ازبکان به این منطقه کوچانده شدهاند ایضاً ترکهای ساکن در آن که از آناتولی و عدهای نیز از منطقه قفقاز و آذربایجان در سدههای اخیر به آن کوچ کردهاند.
💡 در زمان پهلوی اول گروهی پرشمار از کُردهای ایل گلباغی از شمال استان کُردستان به شهر یزد کوچانده شدند که امروزه بیشتر از عناصر استحالهیافته در جمعیت این شهر بهشمار میآیند.
💡 در مورد تاریخچه شازند سندی در دست است (کلیسای جلفای اصفهان) که در زمان صفویان به دستور شاه عباس صفوی، ارامنه به این منطقه کوچانده شدهاند و مردمان خود شازند (شهر شازند) در اصل از ارامنه بودهاند و اندکی هم از لرستان میباشد و ترک زبانان بیشتر در منطقه سربند ساکناند که اسکان آنان در این منطقه را میتوان در قرن سوم و همزمان با قدرت گرفتن سلجوقیان وقبل از حمله مغول دانست.
💡 اما هامان از قبیلهٔ اِجاج بود که از قبایل کهن قوم کنعانی در فلسطین است و یهودیانی که به فلسطین کوچانده شده بودند مدتهای درازی با آنها درگیری داشتند.