واژه «پهلوگاه» در زبان فارسی از نظر معناشناسی به ناحیهای در کنار یا جنب یک چیز اشاره دارد و در سادهترین تعریف، معادل «پهلو» و «کنار» به کار میرود. در فرهنگهای معتبر فارسی مانند فرهنگ فارسی، معین و عمید، این واژه عمدتاً به معنای محل مجاور، کناره یک چیز یا جایگاه نزدیک به پهلو تعریف شده است که نشاندهنده کاربرد عمومی و غیرتخصصی آن در زبان روزمره است. با این حال، در کاربردهای تخصصیتر، بهویژه در حوزههای حملونقل، این واژه معنای دقیقتری پیدا میکند و به مکانهایی اطلاق میشود که برای توقف یا استقرار وسایل نقلیه طراحی شدهاند. در حملونقل درونشهری، «پهلوگاه» به فضایی تورفته در کنار مسیر حرکت وسایل نقلیه گفته میشود که امکان توقف موقت برای سوار و پیاده کردن مسافران یا بارگیری و تخلیه را فراهم میسازد. این فضا معمولاً بهگونهای طراحی میشود که جریان اصلی ترافیک را مختل نکند و ایمنی بیشتری برای کاربران ایجاد نماید. در حوزه دریایی نیز «پهلوگاه» معادل جایگاهی در اسکله است که کشتیها میتوانند در آن پهلو بگیرند و عملیات بارگیری یا تخلیه را انجام دهند. این کاربرد نشاندهنده گسترش معنایی واژه از مفهوم ساده «کنار» به یک اصطلاح فنی با کارکرد مشخص است. بنابراین، «پهلوگاه» را میتوان واژهای دانست که هم در زبان عمومی و هم در زبان تخصصی دارای کاربرد است و بسته به بافت، از معنای ساده «جنب و کنار» تا مفاهیم دقیق مهندسی و حملونقل را در بر میگیرد.
پهلوگاه
فرهنگ معین
( ~. ) (اِمر. ) ۱ - پهلو، جنب. ۲ - کنار.
فرهنگ عمید
پهلو، کنار.
فرهنگ فارسی
( اسم ) ۱- پهلو جنب. ۲- کنار جنب.
فرهنگستان زبان و ادب
[حمل ونقل درون شهری-جاده ای] ← پهلوگاه ویژۀ اتوبوس
{bay} [حمل ونقل درون شهری-جاده ای] محلی تورفته در امتداد سطح سواره رو برای توقف وسایل نقلیه، سوار و پیاده کردن مسافر یا تخلیه و بارگیری
{berth} [حمل ونقل دریایی] مکانی در اسکله که کشتی بتواند در آن پهلو بگیرد
ویکی واژه
پهلو، جنب.
کنار.
جمله سازی با پهلوگاه
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 مکانی در اسکله که کشتی بتواند در آن پهلو بگیرد پهلوگاه berth و قرار گرفتن یا قرار دادن کشتی در پهلوگاه را پهلوگیری میگویند. در زمان پهلوگیری یا جدا شدن از اسکله شناوری پرقدرت برای کشیدن یا یدک کردن کشتیها یا کمک به حرکت و جابهجایی آنها در محدودهٔ بندر بهکار میرود که یدککش نام دارد.