لغت نامه دهخدا
پنجه کلاغ. [ پ َ ج َ / ج ِ ک َ ] ( اِ مرکب ) غازایاغی. سبزیی است صحرائی که در آشها کنند. رجوع به آطریلال شود. || قسمی دوختن. زینتی شبیه به پنجه.
پنجه کلاغ. [ پ َ ج َ / ج ِ ک َ ] ( اِ مرکب ) غازایاغی. سبزیی است صحرائی که در آشها کنند. رجوع به آطریلال شود. || قسمی دوختن. زینتی شبیه به پنجه.
( اسم ) ۱- آطریلال ۲- قسمی دوختن زینتی شبیه به پنجه.
علف هایی یک ساله یا پایا از جنس Digitaria، متعلق به تیرۀ گندمیان. این گیاهان دارای برگ هایی با پهنک تخت و غالباً نرم اند و ساقه آن ها ایستاده یا در پایین خوابیده است. این جنس در ایران، سه گونه دارد که از علف های مهم مناطق دامنه ای و کوهستانی استان هرمزگان و جاهای دیگرند و از نظر بیابان زدایی و حفاظت آبخیزها، ارزش فوق العاده ای دارد. گونه ای از این جنس را خون بَس نیز می نامند.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 کنده چشمش به پنجههای کلاغ کنده جسمش به رنجهای قدیم