پاندر

لغت نامه دهخدا

پاندر. [ دُ ] ( اِخ ) در اساطیر یونانی نام نخستین زنی که وولکن آفرید و می نِرو ربةالنوع عقل وی را جان بخشید و به همه لطائف و هنرها بیاراست و ژوپیتر دُرجی بدو هدیه کرد که همه بدیها در آن پنهان بود و آنگاه به سرزمین اِپی مِتِه نخستین مرد فرستاد و او پاندُر را بزنی کرد. اِپی مِتِه آن درج شوم بگشود و بدیها و عیوب که در آن نهفته بوددر جهان بپراکند و در آن درج جز امید چیزی بنماند. پاندر نزد یونانیان بمنزله حوّای اسرائیلیان است.

جمله سازی با پاندر

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 257-  قانون توامندى، كاترين پاندر، ترجمه گيتىخوشدل، نشر البرز، چاپ هشتم، 1378.

💡 يكى از نويسندگان معروف، به نام كاترين پاندر مى نويسد:

هوابد یعنی چه؟
هوابد یعنی چه؟
حلما یعنی چه؟
حلما یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز