پاسخ گری

مترادف‌ها

پاسخگویی، مسئولیت‌پذیری

متضادها

بی‌مسئولیتی، بی‌تفاوتی

لغت نامه دهخدا

پاسخ گری. [ س ُ گ َ ] ( حامص مرکب ) جواب گزاری:
چنان رو که پرسدت پاسخ کنی
به پاسخ گری روز فرخ کنی.فردوسی.

فرهنگ فارسی

جواب گزاری.

جمله سازی با پاسخ گری

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 داریوش در یکی از خاطراتش می‌گوید: یک روز برای تمرین ترانه «بوی خوب گندم» به منزل واروژان رفته بودم و در حالی که پیانو می‌نواخت چشمم به قاب عکسی افتاد که بالای پیانو بود. عکس یه پسر بچه ای که با چشمان گریان به اطراف خود خیره شده بود نظرم را جلب کرد و به او گفتم: واروژ ببین این بچه هم از نواختن تو به گریه افتاده که او در پاسخ گفت: اتفاقاً این آهنگ از گریه‌های او ساخته شده و واقعاً موسیقی پاپ به او بدهکار است و به راستی جایش خالی است.

💡 در سیستم‌های مدیریت دولتی، میزان پاسخ گری کارمندان به درخواست‌های شهروندان یکی از شاخص‌های اصلی برای سنجش کیفیت خدمات عمومی است.

💡 مسئولان باید نسبت به انتقادات وارد شده از سوی افکار عمومی، پاسخ گری لازم را داشته باشند تا اعتماد مردم به نهادها حفظ شود.

💡 شرکت‌های بزرگ برای حفظ رضایت مشتریان خود، همواره بر تقویت توان پاسخ گری تیم پشتیبانی و حل سریع مشکلات آن‌ها تمرکز می‌کنند.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران