هیرون. [ هََ ] ( ع اِ ) نوعی از خرما. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( از اقرب الموارد ). یکی آن هیرونة است. ( از اقرب الموارد ).
هیرون. ( اِ ) بر وزن بیرون، نوعی از نی میان پر است که به عربی قصب گویند. ( آنندراج ) ( انجمن آرا ). و آن محکم و میان پر میباشد. گویند اگر بهار و گل آن به گوش رود گوش را کر کند و گل آن به پنبه برزده میماند. ( برهان ).
نوعی نی میان پر.
بر وزن بیرون نوعی از نی میان پر است که بعربی قصب گویند و آن محکم و میان پر میباشد گویند اگر بهار و گل آن بگوش رود گوش را کر کند و گل آن به پنبه بر زده میماند
اسم: هیرون (پسر) (فارسی) (تلفظ: hirun) (فارسی: هیرون) (انگلیسی: hirun)
معنی: نوعی نی میان پر
💡 سیسرون توضیح داد که وقتی هیرون سیراکوزی از او خواست خدا را تعریف کند، سیمونیدس مدام پاسخ او را به تعویق انداخت، «زیرا هر چه بیشتر فکر میکنم، موضوع بهنظرم مبهمتر میشود». استوبائوس این پاسخ را به مردی نوشت که چیزهای ناخوشایندی را که دربارهٔ او شنیده بود به سیمونیدس محرمانه گفته بود: «لطفاً از تهمت زدن به من با چیزی که میشنوید دست بردارید!»
💡 بر اساس حکایتی که بر روی یک پاپیروس مربوط به حدود ۲۵۰ سال قبل از میلاد، ثبت شدهاست، هیرون یک بار از او پرسید که آیا همه چیز پیر میشود؟ سیمونیدس پاسخ داد: «بله، همه چیز، به جز پول درآوردن. و مهربانی زودتر از همه چیز پیر میشود.» او یک بار مبلغ ناچیزی را برای سرودن یک قصیده حماسی برای برنده مسابقه رد کرد (رویداد معتبری نبود) اما به گفته ارسطو، با افزایش هزینه نظرش تغییر کرد و در نتیجه این مطلع باشکوه بهوجود آمد: «درود، دختران اسبهای طوفانپا!» در نقلقولی که پلوتارک ثبت کردهاست، او یک بار شکایت کرد که پیری هر لذتی را به جز پول درآوردن از او سلب کردهاست.