کلمهی «هناره» در فارسی به معنای روشن کردن یا تابان ساختن چیزی است، مانند روشن کردن چراغ یا آتش. دوم، این واژه میتواند به معنای روشن شدن یا تابان شدن خود چیزی به کار رود، یعنی وقتی چیزی به صورت طبیعی یا خودبهخود نور یا روشنی پیدا میکند. سوم، هناره در برخی متون به معنای آشکار شدن یا نمایان شدن چیزی نیز آمده است؛ یعنی امری که پیشتر پنهان بود، هویدا میشود. چهارم، در کاربردی ادبی یا طبیعی، «هناره» به معنای شکوفه کردن درخت یا گیاه نیز به کار رفته است، یعنی آغاز رشد و ظاهر شدن شکوفهها که نشاندهندهی زندگی و نشاط است. این واژه در ادبیات کلاسیک فارسی، به ویژه در اشعار و متون طبیعتنگارانه، برای توصیف روشنی، ظهور و شکوفایی استفاده شده است. همچنین از نظر معنایی، این واژه به مفهوم آغاز، روشنایی و نمایان شدن زیبایی یا حقیقت نیز اشاره دارد. در مکالمات روزمره کمتر استفاده میشود، اما در متون ادبی و توصیفی کاربرد زیبایی دارد.
هناره
لغت نامه دهخدا
( هنارة ) هنارة. [ هَِ رَ ] ( ع مص ) به معنی انارة، مثل اراقة و هراقة. ( منتهی الارب ). رجوع به انارة شود.
فرهنگ فارسی
بمعنی اناره مثل اراقه و هراقه
جمله سازی با هناره
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 در سالهای بعد از جنگ ایران و عراق، هنگامی که عراق کردستان خود را بمباران میکرد، یک خوانندهٔ پیر کرد ایرانی به همراه پسران نوازندهاش در جستجوی همسر سابقش به نام هناره، که یک خوانندهٔ پرآوازه است به کردستان عراق سفر میکند.