لغت نامه دهخدا
نیرز. [ ن َ ی َ ] ( نف مرکب ) نیرزنده. که ارزش ندارد. که بی ارزش است.
- هیچ نیرز؛ که ارزشی ندارد.
نیرز. [ ن َ ی َ ] ( نف مرکب ) نیرزنده. که ارزش ندارد. که بی ارزش است.
- هیچ نیرز؛ که ارزشی ندارد.
نیرزنده ٠ که ارزش ندارد ٠ که بی ارزش است ٠ هیچ نیرز: که ارزش ندارد ٠
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 صحبت این زن بدگوهر بدخو را گر بورزی تو نیرزی به یکی ارزن
💡 چون سنگ زدم سبوی تو بشکستم صد گوهر و صد بحر نیرزی چکنی
💡 اگر ارزندهای داری تو با خویش نیرزی تو به نزد کس از آن بیش
💡 چو آدم از طلبِ گندمی مشو فرتوت تو خود به ارز نیرزی جوی اگر بخری
💡 چو تو یک دانه پنبه نیرزی نه حلاجی کنی دیگر، نه درزی
💡 گه تو بر جان لرزی و گه بر تنی چند لرزی چون نیرزی ارزنی