نواشناس
مترادفها
ناآشنا، ناشناخته
متضادها
موسیقیشناس، موسیقیدوست
لغت نامه دهخدا
نواشناس. [ ن َ ش ِ ] ( نف مرکب ) مغنی. مطرب. ساززن. ( ناظم الاطباء ). نواسنج. نواگر. نواساز. ( آنندراج ). موسیقی دان.
جمله سازی با نواشناس
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 در آن ریاض که صائب نواشناسی نیست صفیر ما نکشد سر به زیر پر چه کند
💡 نواشناس درین روزگار نایاب است وگرنه خامه صائب هزار دستان است