لغت نامه دهخدا
ناوبانی. ( حامص مرکب ) ملاحی. کشتی بانی. ناخدائی. عمل ناوبان. رجوع به ناوبان شود.
ناوبانی. ( حامص مرکب ) ملاحی. کشتی بانی. ناخدائی. عمل ناوبان. رجوع به ناوبان شود.
شغل ودرجه ناوبان.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 در ۱۹۵۸، به کادر ذخیره نیروی دریایی پیوست و به درجه ناوبانی (ستوان) منتصب شد. در آنجا یک حوزه روابط عمومی امور مدیایی تاَسیس کرد و ضمن گشت زنیهای آموزشی سالانه، با پخش برنامههای رادیویی و تلویزیونی، بنفسه و نمایش فیلمهای مستند موجب توسعه و پیشرفت نیروی دریایی شد. او در۱۹۶۳ به مقام ناخدا سوم و در ۱۹۶۸ به ناخدا یکم (کاپیتان) ترفیع مقام یافت.