ناصر کاشی

لغت نامه دهخدا

ناصر کاشی. [ ص ِ رِ ] ( اِخ ) ناصرالدین، متخلص به ناصر. هدایت آرد: «از اماجد فضلا و از اعاظم شعرای متقدمین است ». او راست:
دو چیز هست که جزنام از او نشانی نیست
وفای عهد در این عهد و سایه عنقا.* * *زین آستان خاکی طبعم ملول شد
ای مرغ روح وقت نیامد که برپری.
رجوع به مجمعالفصحا ج 1 ص 636 و هفت اقلیم، ذیل اقلیم چهارم شود.

فرهنگ فارسی

ناصر الدین متخلص به ناصر.

جمله سازی با ناصر کاشی

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 بنیان عمارت سردر، به دورهٔ زندیه بازمی‌گردد که مدخلی برای ورود به دیوانخانهٔ تخت مرمر بود و در دورهٔ ناصری بازپیرایی می‌شود. «این بنای باشکوه در دو طبقه ساخته شده که شاه از طبقه بالا به تماشای مراسم مختلف در میدان ارگ می‌نشست.این سردر، از داخل و مشرف به ایوان تخت مرمر، دارای سردرِ دیگری بود که مبارزه رستم با دیو سفید را با کاشی‌های رنگین، به تصویر می‌کشید و دارای تاریخ ۱۲۷۳ق بود.

قمبل یعنی چه؟
قمبل یعنی چه؟
ابلق یعنی چه؟
ابلق یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز