ناامین

لغت نامه دهخدا

ناامین. [ اَ ] ( ص مرکب ) ناایمن. اندیشناک. هراسان. ترسان: و چنان شد که ملک بیکبارگی در سر آن قضایا خواست شد، و عموم خلق بر املاک و عرض و جان خود ناامین گشتند. ( تاریخ غازانی ص 241 ). || نااستوار. ناراست. غیرامین. که امانت ندارد. غیرمعتمد.

فرهنگ فارسی

نا ایمن. اندیشناک.

جمله سازی با ناامین

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 ناگهان زلف بی امانت تو همه دلها به ناامینی برد

ساخره یعنی چه؟
ساخره یعنی چه؟
چیپ یعنی چه؟
چیپ یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز