لغت نامه دهخدا
منگوش. [ م َ ] ( اِ ) حلقه گوش. ( آنندراج ). گوشواره. ( ناظم الاطباء ) ( فرهنگ شعوری ج 2 ص 351 ).
منگوش. [ م َ ] ( اِ ) حلقه گوش. ( آنندراج ). گوشواره. ( ناظم الاطباء ) ( فرهنگ شعوری ج 2 ص 351 ).
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 امام عليه السّلام در همان وضعيّتى كه بود، فرمود: اى پيرمرد! آنچه تو گفتى، منگوش كردم و چيزى نگفتم تا آن كه سخن تو تمام شد؛ و آنچه خواستى گفتى، اكنونساكت باش تا من نيز سخنى گويم ؟