منشعبه

لغت نامه دهخدا

( منشعبة ) منشعبة. [ م ُ ش َ ع ِ ب َ ] ( ع ص ) تأنیث منشعب. ج، منشعبات. رجوع به منشعب و منشعبات شود. || ( اصطلاح صرف عربی ) بناهای جداگردیده از اصل به الحاق یا تکرار حرفی مانند اکرم وکَرَّم َ. ( از تعریفات جرجانی ). رجوع به منشعب شود.

جمله سازی با منشعبه

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 این رود که در خاک شهر زنجان از میان باغات جنوبی شهر می‌گذرد در دو طرف بستر خود و تقریباً در تمام طول خود دره سر سبز باغات زنجان‌رود را تشکیل می‌دهد که از سلطانیه شروع و در روستای رجعین پایان می‌یابد و در این مسیر نه تنها باغات طرفین بستر رودخانه از آب این رودخانه آبیاری می‌شوند بلکه با بستن سدهای محلی موسوم به «باستیان» آب رودخانه را به جوی های منشعبه از آن هدایت می‌نمایند و به وسیلهٔ آن جوی ها باغات و کشتزارهای شهر را آبیاری می‌نماید.

💡 بارى، نهر علقمه از قسمت منشعبه نهر فرات در كنار مزار و قبر مقدس ‍ حضرتاباالفضل العباس عليه السلام بوده و پس از آن كه بنا و ساختمان شد اين نهر راگردانده اند، ولى آثار آن هم اكنون باقى است كه آقاى سيد حسن كليددار آستان مقدسشبه نگارنده نشان داد. و هم چنان كه در اخبار است حضرت عباس عليه السلام در كنار نهرعلقمه شهيد شد و اكنون نهر و قبر مقدسش بيش از پنجاه متر نمى باشد كه از زير يعنىسرداب مطهر آب نهر علقمه كاملا آشكار است و بسيار آب گوارا و شيرينى دارد و بهوسيله دلو و طناب به عمق سه متر از آب مى توان استفاده نمود.

روزنه یعنی چه؟
روزنه یعنی چه؟
نخودچی یعنی چه؟
نخودچی یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز