لغت نامه دهخدا
منتین. [ م ِ ] ( ع ص ) ناخوش بوی. ج، مناتین. ( منتهی الارب ). بدبوی. ناخوش بوی. ج، مناتین. ( از ناظم الاطباء ) ( از اقرب الموارد ). رجوع به مناتین شود.
منتین. [ م ِ ] ( ع ص ) ناخوش بوی. ج، مناتین. ( منتهی الارب ). بدبوی. ناخوش بوی. ج، مناتین. ( از ناظم الاطباء ) ( از اقرب الموارد ). رجوع به مناتین شود.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 Machynlleth, مایستگ, منای بریج, مرثر تیدویل, میلفود هیون, مولد، فلینتشر, مونماوت, مونتگومری، پویس, منتین اش، روندا کنون تاو, Maesglas Miskin