مفدم

لغت نامه دهخدا

مفدم. [ م ُ دَ ] ( ع ص ) جامه سرخ پررنگ. ( مهذب الاسماء ). ثوب مفدم؛ جامه نیک سرخ رنگ یا جامه سرخ که نه غایت سرخ باشد. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ). جامه سرخ رنگ و جامه سرخی که پررنگ نباشد. ( از ناظم الاطباء ). || ابریق مفدم؛ ابریق سرپوش نهاده بروی. ( منتهی الارب ) ( از آنندراج ) ( از ناظم الاطباء ) ( از اقرب الموارد ).
مفدم. [ م ُ ف َدْ دَ ] ( ع ص ) ابریق مفدم؛ آب دستان سرپوش نهاده. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ) ( از اقرب الموارد ).

جمله سازی با مفدم

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 در طی دوران جنگ سرد، مقادیر زیادی پول (از جمله بودجه در نظر گرفته شده برای برنامه تسلیحات هسته ای سوئد) صرف نیروی هوایی سوئد و تولید هواپیماهای داخلی شد. در سال ۱۹۵۷ سوئد چهارمین نیروی هوایی قدرتمند جهان را با داشتن ۱۰۰۰ هواپیمای مدرن آماده در خط مفدم، در اختیار داشت. درطی سالهای ۱۹۵۰ جنگنده‌های کارآمد ساخت سوئد همانند، ساب ۲۹ تونان، ساب ۳۲ لانزن و ساب ۳۵ دراکن معرفی شدند.