مضو

لغت نامه دهخدا

مضو. [ م ُ ض ُوو ] ( ع مص ) گذشتن و رفتن. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ) ( از اقرب الموارد ). || و به فتح اول نیز، مثل وقود و صعود. امضاء روان کردن و درگذرانیدن و جایز داشتن. ( از منتهی الارب ) ( از ناظم الاطباء ). || مداومت کردن چیزی را. || نفوذ کردن در چیزی. ( از اقرب الموارد ).

جمله سازی با مضو

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 خیرالدین مضوی (انگلیسی: Kheïreddine Madoui؛ زادهٔ ۲۷ مارس ۱۹۷۷) بازیکن فوتبال اهل الجزایر بود.