مضطجع

لغت نامه دهخدا

مضطجع. [ م ُ طَ ج َ ] ( ع اِ ) جای بر پهلو خفتن. ( منتهی الارب ) ( از اقرب الموارد ) ( آنندراج ). جای بر پهلو خفتن و بستر. ( ناظم الاطباء ). || ( ص ) هر چیز بر پهلو خفته. ( ناظم الاطباء ) ( از منتهی الارب ) ( از اقرب الموارد ). و رجوع به اضطجاع شود.
مضطجع. [ م ُ طَ ج ِ ] ( ع ص ) برپهلوخفته. ( تاج المصادر بیهقی ) ( مهذب الاسماء ) ( از منتهی الارب ) ( از اقرب الموارد ). آن که بر پهلو می خوابد. ( ناظم الاطباء ). || بروی فتاده. ( ناظم الاطباء ).

جمله سازی با مضطجع

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 عن على قال: مرضت مرضا فعادنى رسول الله (ص )فدخل على و انا مضطجع فاتى الى جنبى، ثم سجانى بثوبه فلما رانى قد ضعفت قامالى المسجد فصلى فلما قضى صلاته جا فرفع الثوب عنى. ثمقال: قم يا على فقد برئت.

معلق یعنی چه؟
معلق یعنی چه؟
بنده پروری یعنی چه؟
بنده پروری یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز